زين العابدين شيروانى

65

بستان السياحه ( فارسي )

ابن سيد ابو محمد قاسم ابن ابو القاسم ابن حمزة ابن امام الهمام موسى الكاظم ع آباء و اجداد آن حضرت در آن ولايت به‌غايت محترم بودند و ملوك روزكار نسبت به آن سلسله عليه كمال احترام مىنمودند احوال ايشان در كتب اخوان الصّفا و غيره بطريق التّفصيل مذكور است و سلسلهء طريق آن حضرت بدين تفصيل است آن جناب مريد شيخ تاج الدّين زاهد كيلانى بود و او مريد شيخ جمال الدّين تبريزى و او مريد شيخ شهاب الدّين اهرى و او مريد ابو الغنائم ركن الدّين سجاسى و او مريد قطب الدّين ابو بكر ابهرى و او مريد نجيب الدّين سهروردى و او مريد قاضى وجيه الدّين ابن عمر السكرى و او مريد ابو القاسم شيخ جنيد بغدادى و او مريد شيخ سرى سقطى و او مريد ابو محفوظ شيخ معروف كرخى و او مريد و دربان حضرت قطب الاولياء و غوث الاصفياء الامام الهمام ابو الحسن على الرّضا عليه التحيّة و الثناء است يكى از درويشان كفته اشخاصى كه طريقه صوفيّه را مطلق انكار مىكنند و در قدح و جرح اين فرقه عليه مبالغه مىنمايند و زبان طعن و لعن نسبت بر اين طايفه عليّه مىكشايند آيا در حقّ صوفيّه صفويّه چكونه جرات مىكنند و بچه تاويل ايشان را لعن مىنمايند و بچه دليل آن بزركواران را در جوامع و مجامع تشنيع و توبيخ مىكنند و حال‌آنكه همكى ايشان در راه دين و ملت بوده‌اند مجاهد و در ترويج شريعت مقدّسه اهتمام تمام نموده‌اند و در رواج مذهب اماميّه اموال و نفوس خود را بذل و ايثار كرده‌اند و قرب چهار صد و شصت سال در اعلام مشرب حيدرى لوازم جدوجهد بجا آورده‌اند من‌جمله دويست سال بطريق تلقين و ارشاد و نصيحت و موعظت سكنهء ايران و روم و ساير مرزوبوم را هدايت نموده‌اند و قرب دويست و شصت سال ديكر با سيف و سنان باعتضاد صوفيان صفوت نشان مردم را به راه حق دعوت فرموده‌اند و از يمن همّت و توجّه و سعى ايشان اهل ايران هدايت يافتند و دشمنان دين مبين از ساحت ايران بلكه از اكثر مكان بديار ادبار شتافتند چنان كه بر ضمير متتبّعين كتب تواريخ و اخبار مخفى نيست بلكه در ملك روم و توران و ساير بلاد مخالفان مشهور و در السنة و افواه خاص و عام مذكور است كه مذهب شيعه از مخترعات شاه اسماعيل صفويست مولانا محمّد باقر مجلسى احاديثى چند در حق سلاطين صفويّه و خروج و تعريف ايشان در كتب خود نقل كرده است از آن جمله حديثى نقل مىكند كه خلاصهء آن اينست كه شيخ عالىمقدار محمّد ابن ابراهيم نعمانى كه از اعاظم محدثين است در كتب غيبت بسند معتبر از ابو خالد كابلى روايت كرده است از امام همام محمّد بن على الباقر ع كه آن حضرت فرموده است كه كويا مىبينم كروهى را كه از مشرق ظاهر شوند و طلب دين حق از مردم كنند و مردم به آن دعوت نمايند و بعد از ان چون اين را ببينند شمشيرهاى خود را در دوشها بكذارند و جهاد كنند پس مردم بدين حق درآيند پس ايشان به اين راضى نشوند تا آنكه ايشان پادشاه و والى شوند و پادشاهى در ميان ايشان بماند و به كسى ندهند مكر به صاحب شما يعنى صاحب الزّمان صلوات‌الله‌عليه و هركه با ايشان كشته شود در جنك شهيد شده است و ثواب شهيدان دارد بعد از اين كلمات مولانا كفته كه بر صاحبان بصيرت ظاهر است كه از جانب مشرق كسى كه دين حق را ظاهر نموده و طلب كرده و مردم را بدين حق دعوت نموده و پادشاهى يافته به غير از سلسلهء عليّه صفويّه خلد اللّه ملكهم نبوده است و در اين حديث جميع شيعيان خصوصا انصار و اعوان دين و دولت ابد توامان را بشارتها بسيار است و بر عاقل پوشيده نيست تمام شد كلام مولانا و قريب بمضمون اين حديث بلكه اصرح و اشدّ از ان چند حديث ديكر نقل كرده است و بعد حكم نموده است كه دولت صفويّه متّصل خواهد بود بظهور و خروج صاحب الزّمان ع راقم كويد كه در حكم كردن اتّصال دولت ايشان به دولت صاحب الزّمان سهو و خطا نموده و ابواب اعتراض و مؤاخذات بر روى خود كشوده است زيرا كه اهل سنت و جماعت نيز احاديثى چند روايت كرده‌اند و در باب خلافت عباسيّه و امتداد زمان ايشان تا زمان ظهور مهدى آخر الزّمان و مولانا قاضى نور اللّه شوشترى نور اللّه مرقده در كتاب مجالس المؤمنين بتفصيل ذكر